تبلیغات
عشق بی نهایت - علی از چه می نالد
عشق بی نهایت
♥عشق؛... بینهایت را بی نهایت خواستن است♥
عشق بینهایت سقوط زمان امروز و فردا
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : نیکی ♥
نویسندگان

علی ع از چه می نالد؟!

رنجی که تا دم شمشیری کینه توز آن قله مغرور را

شكافت، فریاد زد :

» به خداوندگار کعبه رها شدم « !

درد علی دو گونه است: دردی كه از ضربه ی ابن ملجم در فرق سرش احساس می كند و درد دیگر دردی است كه او را تنها در نیمه شب های خاموش به دل نخلستانهای اطراف مدینه كشانده...و به ناله درآورده است.

ما تنها بر دردی می گرییم كه از ابن ملجم در فرقش احساس می كند.

اما این درد علی نیست...

ما دردی كه چنان روح بزرگی را به ناله آورده است ، را نمی شناسیم .باید این درد را بشناسیم نه آن درد را؛ كه علی درد شمشیر را احساس نمی كند.

و .... ما درد علی را احساس نمی كنیم.

 

مگر علی از مرگ می ترسد؟ او که به فرزندش آموخته است:  «هم چون گردن بندی بر گردن دختر جوان، مرگ برای مرد زیبا است.»

 هنگامی که تیغه پولادین شمشیری را که تیز کرده بودند و به زهر آغشته بودند، در حالی که ذرات خونین مغزش بدان چسبیده بود، از فرق سرش کشیده شد، نخستین احساسی که در سراسر زندگی در آرزویش بود، در خود یافت. پنجه ی نیرومند و خشنی که همواره قلب اش را می فشرد، رهایش کرد؛

 و نخستین بار از جان فریاد کشید که: «به خدای کعبه سوگند، نجات یافتم»

 علی از مرگ نمی ترسید، از چنین پنجه ای که از درون به خفقان اش کشیده است، و در تنهایی به فغان اش آورده، می نالد

 و افسوس که شیعیان اش بر زخم سرش می گریند.





نوع مطلب : ♥ دکـتر عــلی شـریـعتی، 
برچسب ها : امام، علی، فزت و رب الکعبه، شیعه، درد علی، شریعتی، کویر،
لینک های مرتبط :
7 دی 93 07:11
سلام نیکی جونم ازوبت خیلی خوشم اومد عالیه ایول
18 آبان 93 13:06
سلام بسیار عالی
وبلاگ بی نظیری داریدسرشار از ایده ها و اندیشه های روشن انسانی
2 تیر 93 00:09
یا علی...
18 فروردین 93 13:23
پدر و مادر، من در خلوت خالص تو بودم. دیدم که چسبیدی با همه ی وجود و ایمان و اخلاصت دعا می کنی. خدا و پیغمبرت و کتابت و ائمه ات و همه ی مقدسینت را می خوانی که خدایا من را نجات بده! مــــــــــــــــن! خدایا به تن من سلامت بده! به زندگی من عا...فیت بده! قرض من را ادا کن! مریض من را شفا بده! مسافر من را به سلامت از سفرش به من برگردان! ارواح گذشتگان من را ببخش و در سرازیری قبر به داد من برس! من را از آن آتش خشم و عذاب رها کن! من را در بهشت با شخصیت های بزرگ مقدست محشور بگردان! ... من نمی دانم این چه جور دینی است که از بشریت صحبت نمی کنه، از جامعه صحبت نمیکنه، از زندگی انسان ها صحبت نمی کنه همش مــــــــــــــــنه! در اینجا من، در آنجا من. این دین فقط تو را باید نجات بدهد؟ من به دنبال دین و ایمانی می گردم که بشریت را نجات بدهد حتی خودم هم فدایش بشوم



بر گرفته از کتاب "پدر و مادر ما متهمیم" - مجاهد شهید دکتر علی شریعتی
2 بهمن 92 02:15
آن حرف که از دلت غمی بگشاید
در صحبت دل شکستگان می‌باید
هر شیشه که بشکند، ندارد قیمت
جز شیشهٔ دل که قیمتش افزاید
" شیخ بهایی"
سلام با مطالبی تحت عنوان "سخنی گهربار از مولایمان" و"تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل" به روز هستیم ، خوشحال میشیم از اندیشه های نابتون بهرمند شویم...
25 دی 92 19:57
عزیزم
ممنون ازمطالب
دوستم باش
2 شهریور 92 20:18
سلام عزیزم
نیکی خانم وبلاگتون بی نظیره ... حرف نداره
27 مرداد 92 11:06
درود.
شما رو به انجمن برهان دعوت می کنم.
ما آنجا به گفتگو می نشینیم.
http://borhaan.com
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




در زندگی مهم این نیست که به ایده آل زندگی تان برسید، بلکه مهم این است که در مسیر رسیدن به ایده آل زندگی تان "حرکت" کنید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای عشق بی نهایت محفوظ است
border=!-- Begin Mp3Player by Parstools.com ‍--68