تبلیغات
عشق بی نهایت
عشق بی نهایت
♥عشق؛... بینهایت را بی نهایت خواستن است♥
عشق بینهایت سقوط زمان امروز و فردا
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : نیکی ♥
نویسندگان

علی ع از چه می نالد؟!

رنجی که تا دم شمشیری کینه توز آن قله مغرور را

شكافت، فریاد زد :

» به خداوندگار کعبه رها شدم « !

درد علی دو گونه است: دردی كه از ضربه ی ابن ملجم در فرق سرش احساس می كند و درد دیگر دردی است كه او را تنها در نیمه شب های خاموش به دل نخلستانهای اطراف مدینه كشانده...و به ناله درآورده است.

ما تنها بر دردی می گرییم كه از ابن ملجم در فرقش احساس می كند.

اما این درد علی نیست...

ما دردی كه چنان روح بزرگی را به ناله آورده است ، را نمی شناسیم .باید این درد را بشناسیم نه آن درد را؛ كه علی درد شمشیر را احساس نمی كند.

و .... ما درد علی را احساس نمی كنیم.

 

مگر علی از مرگ می ترسد؟ او که به فرزندش آموخته است:  «هم چون گردن بندی بر گردن دختر جوان، مرگ برای مرد زیبا است.»

 هنگامی که تیغه پولادین شمشیری را که تیز کرده بودند و به زهر آغشته بودند، در حالی که ذرات خونین مغزش بدان چسبیده بود، از فرق سرش کشیده شد، نخستین احساسی که در سراسر زندگی در آرزویش بود، در خود یافت. پنجه ی نیرومند و خشنی که همواره قلب اش را می فشرد، رهایش کرد؛

 و نخستین بار از جان فریاد کشید که: «به خدای کعبه سوگند، نجات یافتم»

 علی از مرگ نمی ترسید، از چنین پنجه ای که از درون به خفقان اش کشیده است، و در تنهایی به فغان اش آورده، می نالد

 و افسوس که شیعیان اش بر زخم سرش می گریند.





نوع مطلب : ♥ دکـتر عــلی شـریـعتی، 
برچسب ها : امام، علی، فزت و رب الکعبه، شیعه، درد علی، شریعتی، کویر،
لینک های مرتبط :

وَالْحَمْدُ للهِ الَّذی لا اَرْجُوغَیرَهُ

تمام سپاس از آنِ او که دلم به غیر او خوش نیست؛

 

وَلَوْ رَجَوْتُ غَیرَهُ لاَخْلَفَ رَجآئی

که اگر به دیگران دلخوش بودم، ناامیدم می کردند؛

 

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی وَكَلَنِی إِلَیْهِ فَأَكْرَمَنِی

تمام سپاس از آنِ او که پیش او عزیزم

و روزگارم را خودش رو به راه می کند؛

 

وَ لَمْ یَكِلْنِی إِلَى النَّاسِ فَیُهِینُونِی

که اگر روزگارم مرا به این مردم وا می گذاشت، خوارم می کردند؛

 

وَالْحَمْدُ للهِ الَّذی تَحَبَّبَ اِلَی وَهُوَ غَنِی عَنّی

تمام سپاس از آنِ او که نیازی به من نداشت ولی گفت که دوستم دارد؛

 

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی یَحْلُمُ عَنِّی حَتَّى كَأَنِّی لاَ ذَنْبَ لِی

تمام سپاس از آن او که بامن صبوری می کند،

که گویی هیچ سیاه کاری نکرده ام؛

 

فَرَبِّی أَحْمَدُ شَیْ‏ءٍ

پروردگارم، بهترینِ من است.

 


منبع: وبلاگ کلبه امید





نوع مطلب : مـتـن هـای عــاشـقی، 
برچسب ها : دعا، ابوحمزه ثمالی، نیایش، خدا،
لینک های مرتبط :

عمل، ایدئولوژی را از حافظه و از ذهن، به عمق وجود و فطرت انسان فرو می برد و با سرشت او می آمیزد و عجین میکند؛

 و بدین شکل است که یک ایدئولوژی تبدیل به یک  ایمان میشود و یک انسان تبدیل به یک  انسانِ مؤمن.

 تفکیک میان  مؤمن  و  مسلمان در فرهنگ اسلامی، حاکی از چنین تجربه ای است و گواه شناخت اندیشمندان آگاه ما، از فرق میان

 کسانی که یک ایدئولوژی را به عنوان یک عقیده، فکر، ایده آل، مجموعه ای از مکتب در ذهن خویش دارند و در لفظ خویش اقرار میکنند، اما ذاتشان از آن غافل است...

 و کسانی که این مکتب در آنها به صورت یک فطرت در آمده است.

 اخلاص، وحدت بخشیدن میان  اندیشه و عمل است.

 رابطه میان اندیشه و عمل یک رابطه متقابل است.

 به بهترین تعبیر آنچنان که علی ع گفته است :

 "من الایمان یستدل بالعمل و من العمل یستدل بالایمان"

"از ایمان به عمل راه برده میشود و از عمل نیز به ایمان راه برده میشود."

  

دکتر شریعتی - برگرفته از کتاب "خودسازی انقلابی"





نوع مطلب : ♥ دکـتر عــلی شـریـعتی، 
برچسب ها : دکتر علی شریعتی، خودسازی انقلابی، ایمان، عمل صالح، کار، اخلاص، مومن،
لینک های مرتبط :

خودسازی در بینش اسلام یک "ریاضت منفی" نیست، بلکه یک "پرورش مثبت" است.

در این باره قرآن یک سوره مستقل دارد]سوره شمس[ .

 در این سوره هر انسانی ،به صورت یک "بذر" تلقی شده است و "رسالت آدمی" در برابر آن، طبیعی است که رسالت یک دهقان است.

دهقان اگر آگاه و درست عمل کند، بذر را از جنین خاک و گِل نجات میدهد، می شکوفاند، همه عوامل مادی و علمی را برای پرورش هر چه بهتر این نهال فراهم می سازد تا به برگ و بار بنشیند، تا گُل دهد و میوه. و بدین گونه است که دهقان از بذر خویش ثمره برمیگیرد؛

 درست برخلاف دهقانی که یا با غفلت، جهل، سهل انگاری، یا خیانت، سرگرمی و سربندی به بازیچه های پست و انحرافی، سرنوشت بذر خویشتن را از یاد می برد، و در نتیجه بذر در زیر پوشش خاک مدفون میشود، مخفی می ماند و گمنام می پوسد و آنگاه دهقان با دستهای خالی ناکام میماند.

 در این پرورش، شگفتا که قرآن نه به مسائل ذهنی، نه به مسائل متافیزیکی... به هیچ کدام تکیه نمیکند بلکه به تمامی پدیده ها و نمودهای این طبیعت تکیه دارد:

و الشمس و ضحیها - "سوگند به خورشید و انوارش"،

و القمر اذا تلیها - "سوگند به ماه آنگاه که از پی آن بر آید"،

 و النهار... و الیل... و السماء... و الارض...

و نفس و ما سویها - "و سوگند به خویشتن آدمی و آنچه آن را استوار ساخته است".

اینها مقدساتی است که باید در خودسازی و در نمو و رشد این بذری که در درون طبیعت ما و در درون خاک وجودی ما و در درون جبر وراثت و تاریخ و نظام اجتماعی ما مدفون است استخدام گردد؛

 و آنگاه تو مسئولی، تو دهقان بذر خویشتنی:

قد افلح من زکیها - "کامیاب میشود کشاورزی که این بذر را رشد و نمو و پرورش بخشد "،

و قد خاب من دسیها - "ناکام خواهد ماند آن که این بذر را در زیر خاک پنهان سازد".

  





نوع مطلب : ♥ دکـتر عــلی شـریـعتی، 
برچسب ها : خودسازی، در، اسلام، دکتر شریعتی، سوره شمس، انسان، خودسازی انقلابی،
لینک های مرتبط :

هر روزی عاشورا و هر زمینی کربلا، و هر ماهی محرم است. و " هر انسانی، یک حر."


دانلــود بخش تاثیر گذار از کتاب " خودسازی انقلابی "

با عنوان "حـُـــــــر"

از دکتر علی شریعتی

 

حُـر؛ انتخابی انقلابی بین فلاح و فاجعه





نوع مطلب : ♥ دکـتر عــلی شـریـعتی، دانـــــلــودهــا، 
برچسب ها : حر، خودسازی انقلابی، دکترعلی شریعتی، دانلود، فلاح، فاجعه، انتخاب انقلابی،
لینک های مرتبط :

عجب دارم از مردمی که معجزه را انکار می کنند ،

در حالی که من در جهان، جز معجزه  هیــچ نمی بینم،

خواه در خیابان های مَنهَتن راه بروم،

یا نگاهم را از سقف خانه ها به آسمان بیندازم ،

یا با پای برهنه در کنار ساحل بر لب آب گام بردارم ،

یا در بیشه ای زیر درختان بنشینم ،

یا در هنگام روز با کسی که دوستش دارم گفتگو کنم ،

یا شب هنگام با او به بستر بروم،

یا به مسافرانی که در قطار مقابل من نشسته اند نگاه کنم ،

یا تماشا کنم زنبور های عسل را

که عصر تابستان در اطراف کندو بال می زنند و زمزمه می کنند،

یا چهارپایان را بنگرم که در صحرا می چرند،

یا در پرواز پرندگان و حشرات شگفت انگیز خیره شوم،

یا شگفتی غروب،

یا شگفتی ستارگان که خاموش اند و می درخشند،

یا نظاره کنم انحنای باریک مه نو را در بهار ،

اینها و هر آنچه دیگر هست ، برای من معجزه است

همه با هم  و  هر یک به تنهایی...

برای من هر لحظه از تاریک روشن صبح  یا غروب، یک معجزه است ،

هر متر مکعب از فضا یک معجزه است،

هر متر مربع  سطح زمین غرق در معجزه است،

دریا را یک معجزه ی ممتد میبینم،

و ماهی ها را که در آن شنا می کنند

و صخره های ساحل

و جنبش امواج

و کشتی ها و مسافرانش.

معجزاتی از این عجیب تر چه خواهد بود؟

 

" والت ویتمن"

  





نوع مطلب : مـتـن هـای عــاشـقی، 
برچسب ها : معجزه، والت ویتمن، شعر، شگفتی، آیات الهی،
لینک های مرتبط :

شعری از شیخ محمود شبستری در گلشن راز در بیان حد وسط ، که آن را همان صراط مستقیم دانسته که هر دو سوی آن دوزخ ، یعنی رذیلت است:

 

 اصول خُلق نیک آمد عدالت                 پس از وی حکمت وعفت، شجاعت

حکیمی راست گفتار است و کردار،            کسی کو متصف گردد بدین چار

به حکمت باشدش جان و دل آگه                     نه گُربُز باشد و نه نیز ابله

به عفت شهوت خود کرده مستور            شَرَه همچون خُمود از وی شده دور

شجاع و صافی از ذل و تکبر                             مُبرّا ذاتش از جبن و تهوّر

عدالت چون شعار ذات او شد                 ندارد ظلم، از آن خُلقش نکو شد

همه اخلاق نیکو در میانه است              که از افراط و تفریطش کرانه است

میانه چون صراط مستقیم                       ز هر دو جانبش قعر جحیم است

به باریکی و تیزی موی و شمشیر                نه روی گشتن و بودن بر او دیر

 

بدین سان اخلاق اسلامی بر چهار وصف عدالت و حکمت و عفت و شجاعت استوار است:

عدالت، پرهیز از ظلم است؛

 و حکمت، حفظ اعتدال میان زیرکی های شیطانی و بلاهت های حیوانی است؛

عفت، پرهیز از حرص در شهوت از یک طرف، و خمود و سردی و خستگی و بی اعتنایی به شهوت، از سوی دیگر؛

 و شجاعت، دوری از جُبن و بزدلی، از یک سو و تهوّر و بی باکی و گستاخی، از سوی دیگر است.

  





نوع مطلب : مـتـن هـای عــاشـقی، 
برچسب ها : دکتر الهی قمشه ای، شیخ محمود شبستری، اعتدال، صراط مستقیم، عدالت، حکمت، شجاعت، عفت،
لینک های مرتبط :

 

وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهیداً

 و ما بدین سان شما را امّتی معتدل و میانه رو قرار دادیم تا بر مردم گواه ( راه راست ) باشید

چنانکه رسول ( با رفتارهای معتدل و نیکوی خود ) بر شما گواه است.

  

اینک از امت اسلامی به میانه روی و اعتدال یاد شده است.

آیه ی فوق امت اسلامی را به شرط پیروی از خط اعتدال، گواه و شهید و شاهد بر دیگر مردمان کرده است. چنانکه رسول که خود تجسم معنی اعتدال است، بر امت اسلامی شاهد و گواه باشد.

مقصود خداوند این است که ما با وضع قوانین و احکام اسلامی شما را در موضعی قرار می دهیم که اگر بدان احکام عمل کنید در عالم نخبه و یگانه می شوید و ملت های دیگر می توانند از شما سرمشق بگیرند چنانکه شما از رسول سرمشق می گیرید و اگر نخبه و محبوب عالمیان نشده اید، بدانید که راه رسول را نمی روید.

این اعتدال معانی بسیار گسترده ای دارد که از جمله مهم ترین آن ها، اعتدال در حفظ شئون دنیوی و امور اُخروی است، چنانکه مردمان هم به دنیای خود بپردازند و هم از کار آخرت غافل نباشند.

با نگاه دقیق تر می توان گفت که کارها به دنیوی و اُخروی تقسیم نمی شود بلکه انسان ها هستند که اگر روی در آخرت داشته باشند و مقصودشان از هر کار، نیل به کمال نَفس ناطقه ی آنها باشد، همه ی کارهایشان از خورد و خواب، خرید و فروش و زناشویی و شغل و حرفه و کار... همه امور اخروی است؛ و اگر آدمی روی در دنیا کرده باشد و دنیا را مطلوب مقصود نهایی خود داند، همه ی کارهایش دنیوی است حتی نماز و روزه و  حج و جهاد و تحصیل علم و غیــره...

 

دنیا همگی عُقباست اندر نظر عارف

دنیات چو عُقبا شد، دنیات مبارک باد

 

نکته: مقصود از میانه روی به عنوان "خط فضیلت" این نیست که شخص مسیر متساوی الفاصله ای را با افراط و تفریط که دو جانب حد وسط است، حفظ کند بلکه حد وسط که فضیلت محسوب می شود صفتی و کمالی ست در انسان، که به کلی با دو سمت افراط و تفریط متفاوت است و ماهیّت آن ارتباطی به آن دو رذیلت ندارد؛ و گاه باشد که حد وسط از نظر ظاهر به یکی از دو جانب افراط یا تفریط نزدیک شود اما هیچ گاه عنوان رذیلت پیدا نمی کند.

مولانا در مثنوی حد وسط را امر نسبی خوانده و گوید ممکن است کاری، برای شخصی حد وسط شناخته شود و برای دیگری افراط باشد!

بنابراین فضیلت در شناخت و حفظ نقطه ی اعتدال در هر کار و در هر مقام و موقعیت است.

 

 آیه 143 سوره بقره

درصحبت قرآن-دکتر الهی قمشه ای





نوع مطلب : • دکــتر الهی قمشه ای، 
برچسب ها : آیه 143، سوره بقره، درصحبت قرآن، دکتر الهی قمشه ای، اعتدال، أُمَّةً وَسَطاً،
لینک های مرتبط :

سه بُعد اساسی وجود انسان، و سه جریان اصلی زندگی بشر عبارتست از:

-- عـــرفان :: عشق؛ و رابطه با عالم وجود و سرنوشت نهایی وجودی

-- عـــدالت:: برابری؛ و مسئولیت اجتماعی دیگران

-- آزادی:: آزادی وجودی و اصالت وجودیِ انسان

اسـلام ارزشش در این است که روی هر سه بُعد، " هماهنگ با هم" حرکت می کند.

اسلام، ریشه و روح و جوهرش، عــــرفان است.  امـا تکیه اش به مساله ی عدالت اجتماعی است و سرنوشت دیگران، و رابطه ی من با جامعه ای که در آن زندگی می کنم؛

و توحیدِ اسلامی، تنها توحیدی است که وجود انسان را در برابر خدا، اثبات می کند.

هیچ کس نیست که خدای اسلام را، "آگاهانه و آنطور که خودِ اسلام معرفی کرده، بشناسد و ایمانش را از اسلام گرفته باشد، و در برابر خدا، به وجود متعالی خود و به خویشاوندی خود با خدا پی نبرد!

با خدای توحیدِ اسلامی است که انسان این همه عظمت و رشد و کمال پیدا می کند. در عین حال که عشق وجود دارد، خشوع و عظمت و کرامت هم به او می دهد.

(خودسازی انقلابی)





نوع مطلب : ♥ دکـتر عــلی شـریـعتی، 
برچسب ها : دکتر علی شریعتی، خودسازی، انقلابی، عرفان، آزادی، عدالت، اسلام،
لینک های مرتبط :

وَ إِذْ أَخَذْنا میثاقَ بَنی‏ إِسْرائیلَ لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ ذِی الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساکینِ وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ أَقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلاَّ قَلیلاً مِنْکُمْ وَ أَنْتُمْ مُعْرِضُونَ

و  یاد آرید ای فرزندان اسرائیل که از شما پیمان گرفتیم که : هرگز غیر از خدا را نپرستید، و به پدر و مادر و خویشان و یتیمان و مسکینان و نیازمندان احسان کنید، و از مردمان به نیکی سخن گویید، و نماز را به پای دارید، و زکات مال خود را بدهید؛

اما شما جز اندکی، بدین عهد و پیمان پشت کردید و از حکم خدا بازگشتید.

 

 

چــــه عهد و پیــمان رحمت آفرینی ست که جز لطف و خوبی در آن هیــــچ نیست. هیچ بار سنگینی بر دوش نمی نهد، بلکه آدمیان را دعوت می کند که همه در سایه لطف پروردگار یگانه در آیند و با هم به لطف و مهربانی و عدل و احسان زندگی کنند.

مضمون میثاق را می توان در دو نکته خلاصه کرد: پرستش خدای یگانه  و  انجام کارهای نیکو

می توان بدین چشم به این آیه نگاه کرد که: چگونه پیروی همین میثاق کوتاه الهی با بنی اسرائیل، می تواند مهمترین نیازهای اخلاقی و اجتماعی مسلمان و غیر مسلمان را در سراسر جهان برآورده کند.

می توان تصور کرد که اگر ایمان به خدا در دل مردم باشد و همگی پدر و مادر را اکرام کنند و خویشان و یتیمان و مسکینان و همه نیازمندان را مورد  احسان قرار دهند و از یکدیگر به نیکویی یاد کنند و اموالشان را با ادای صدقات و زکات پاک گردانند و پیوندی مستمر نیز با پروردگار خود در نماز و نیایش داشته باشند، چــــه دنیای زیبایی به همگان روی خواهد نمود.

 

 

(آیه 83 سوره بقره – در صحبت قرآن – دکتر الهی قمشه ای)





نوع مطلب : • دکــتر الهی قمشه ای، 
برچسب ها : آیه 83، سوره بقره، در صحبت قرآن، دکتر الهی قمشه ای، عهدنامه خدا،
لینک های مرتبط :

رابطۀ میان رود و دریــا، رابطۀ میان انسان و خـدا، تجسم فلسفی و در عین حال، طبیعی شان است.

رود که در یخچال های ابدی رکود، جمود، مادیت و عدم به سر می برد، در زیر نوازش های آفتاب  (آفتاب، خدا آگاهی است یعنی: روشنایی و عشق، یعنی: حرارت، گرمی)  ذوب می شود، در خویش می گدازد و جمود سیلان می یابد و به فطرت خویش از دوردستها به سوی دریــا شتاب می گیرد و خشم و خروش و پیچ و خم ها و کف و هیجان، همه، در مسیر خویش زاییدۀ تنهایی است از شوق وصال.

این است که، هنگامی که در آستانۀ ورود به دریـا و در پیشگاه دریـا قرار می گیرد:

 « یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیة مرضیة » ... آرام، فروتن و با آرامش و اطمینان، همچون نیایشگری که از قیام به قعود و سجود، دست ها را در دو سو پهن می گسترد و پیشانی بر خاک می نهد، در برابر دریا خود را به فروتنی و تسلیم و نیاز می گستراند؛

 با این همه، دریا نیز از ساحل ابدی خویش چند گامی به سوی او بیرون می آید و او را در آغوش می گیرد و با خود به قعر اقیانوس، به قلب دریا، به متن وجود...، به عشق می برد و... رجـــعــــت!  آری: « انا لله و انا الیه راجعون ».

این رود، نباید فراموش شود که خود نیز از دریا برخاسته بوده است، زیرا از آتش خورشید، قلب دریا، به گونۀ بخاری برخاست، و در بازی تندبادهای پریشان، آسمان دریا را رها کرد و به دور دستهای غریب کوهستان ها رفته، و در آن جا، در سردی و جمود و بی کسی، همچون یخچال های بزرگ، به زندگی قبرستانی خویش آرام گرفته؛ گویی مرده.

و باز به آتش همان عشق، همان پنجۀ آفتابی که او را از دریا به در کشید و بیرون برد، ذوب می شود، به راه می افتد و به سوی دریا باز می آید:

 

کز نیستان تا مرا ببریده اند                      از نفیرم مرد و زن نالیده اند

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش            باز جوید روزگار وصل خویش



ادامه مطلب


نوع مطلب : ♥ دکـتر عــلی شـریـعتی، مـتـن هـای عــاشـقی، 
برچسب ها : کویر، دکتر شریعتی، رابطه، رود، و، دریا، رجعت، رابطه انسان و خدا،
لینک های مرتبط :

"... إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا "

خدا انسان را بهتر و درست تر از انسان می شناسد ، خدا که انسان را آفریده و او را مسجود فرشتگان کرد، چرا می گوید: "او بسیار ستمکار و بسیار نادان است"؟ چرا؟

چرا خدا، انسان را در همان حال که ملائک را به پای او می افکند. در همان حال که او را امانتدار خاص خویش می سازد، در همان حال که نامها را به وی می آموزد،

 در همان حال که او در مسابقه با فرشتگان برنده می شود و با افتخار بیرون می آید و خدا از شادی فریاد می زند دیدید که چرا باید شما در پای او به خاک می افتادید؟ دیدید که من می دانستم و شما نمی دانستید؟

و در همان حال که با افتخار و مباهات به انسان پرداخته و پروردۀ عزیز و بزرگ خویش می نگرد و نگاههای مهربان و موفق خویش را به سیمای این خویشاوند هم نژاد خود می دوزد از دل فریاد می کشد:

آفرین، آفرین بر خدا، بهترین، زیباترین، نیک ترین سازندگان، آفرینندگان!

 و در همین حال می گوید: آری، این انسان بسیار ستمکار و بسیار نادان است!!

 

.....>>ادامه مطلب را بخوانید:

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : ♥ دکـتر عــلی شـریـعتی، 
برچسب ها : معنای، ظلوم، و، جهول بودن، انسان، از زبان، دکترشریعتی، إِنَّهُ، كَانَ، ظَلُومًا، جَهُولًا،
لینک های مرتبط :

قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللّهُ وَیَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ

وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ

بگو : اگر خدا را دوست می دارید به دنبال من آیید و مرا پیروی کنید تا خدا شما را دوست بدارد و گناهان شما را ببخشد.

و خداوند آمرزنده و مهربان است.

 

 

سخن از عشق خدا و راه رسیدن به معشوق است؛

این جمله شرطیه نیست، بلکه تقریر و بیان حال است و اصطلاحا آن را شرط تقریری گویند.

و بدین سان خداوند به پیامبرش می فرماید با ایشان بگو شما که بدون شک پروردگار خود را دوست می دارید و جویا و طالب و عاشق او هستید، اگر می خواهید او نیز شما را دوست داشته باشد، که البته می خواهید، پس از من پیروی کنید یا به دنبال من بیایید.

چون من به سوی او می روم و رفتار و کلمات من شما را به سوی او دلالت می کند.

و اگر نگران گناهان گذشته خود هستید که مبادا از محبت الهی بدان سبب محروم شده باشید، مژده باد شما را که خداوند آمرزنده و مهربان است و اگر به سوی او آیید، بی گمان از گناهان شما در می گذرد.

 

در این آیه رابطه بین بنده و پروردگار رابطه عاشقی و معشوقی بیان شده است و اگر کدورتی از گناهان در این رابطه باشد خداوند با نفَسِ مهربانی، آن غبار کدورت را از دل سالک دور خواهد کرد.

 

 

آیه 31 سوره آل عمران

درصحبت قرآن-دکتر الهی قمشه ای





نوع مطلب :
برچسب ها : آیه، 31، سوره، آل عمران، درصحبت، قرآن، دکتر الهی قمشه ای، عشق خدا،
لینک های مرتبط :
عــــــلی ؛ ربّ‌النوعِ همه ی فضائل ایده‌آل انسانی ست ... که انسانها دغدغه داشتن و پرستیدن و خواستن و تقلیدش را همواره داشتند:

علی قهرمان
متعالی سخن گفتن، و زیبا سخن گفتن، و پاک سخن گفتن است،

نمونه اعلی و متعالی شهامت و گستاخی در جنگ است؛

نمونه عالی پاکی روح در حدِ
اساطیر و تَخیل فرضی انسان در طول تاریخ است؛

نمونه اعلای محبت و رِقّت و لطافت روح است؛

نمونه عالی دوست داشتن در حدِ نمونه‌های اساطیری
است؛

نمونه عالی عدل خشک دقیقی است که حتی برای مردِ خوبی مانند عَقیل ـ برادرش ـ قابل تحمل نیست؛

نمونه اعلای تحمل است در جایی که
تحمل نکردن، خیانت است؛

و نمونه اعلای همه زیبایی‌هایی ست و همه فضائلی ست که انسان همواره نیازمندش بوده و نداشته...

و علی به این معنی امــــــام
است



نوع مطلب : ♥ دکـتر عــلی شـریـعتی، مـتـن هـای عــاشـقی، 
برچسب ها : دکتر شریعتی، امام علی، رب النوع، فضیلت ها، امام و رهبر،
لینک های مرتبط :

زندگى على (ع) تقسیم مى شود به سه فصل:

 

23 سال جهاد براى مكتب، 25 سال تحمل براى وحدت و 5 سال انقلاب براى عدالت. :::


حضرت على در دوره رسالت پیغمبر جمعاً 23 سال با او بوده است، كه 13 سال آن در مكه در راه فردسازى و براى تشكیل یك گروه آگاه و مسئول و تغییر دهنده نظام اجتماعى، و 15 سال در مدینه در جهاد با دشمن خارجى و در مسیر ساختن یک جامعه (گذشته است).

 اولین كسى است كه دعوت پیغمبر را آرى گفت و تا لحظه اى كه زندگى یبغمبر تمام مى شود و در دامن او جان می دهد، با اوست.

23 سال همگامى او با پیغمبر در جهاد، گذشته؛

 شعار این 23 سال، ایمان و مكتب بوده و یک مبارزه فكرى براى توسعه یک ایدئولوژى، یک ایمان و عقیده الهى، و براى ایجاد یک كانون قدرت اعتقادى، یعنى تحقق رسالت اجتماعى و همچنین رسالت معنوى و پیامبرانه پیغمبر اسلام.

 على از آغاز تا انجام حیات پیغمبر- در دوره بعثتش-، پیشتاز جبهه مجاهدان در 13 سال مكه و- به خصوص- 15 سال مدینه است. در اینجا 23 سال جهاد براى مكتب است

 

 

بعد از آن در مدت 25 سال، (از سال 11) تا سال 35 هجرى، كه عثمان مى میرد، على، مردى كه باید رسالت پیغمبر را بدون وقفه و انقطاع ادامه مى داد، خانه نشین است،

25 سال تحمل، سكوت و دیدن زشت ترین تجاوزها، بدترین منظره ها و رنج آورترین رنجها، بدیها و زشتیها، در متن اسلام، در قلب اسلام، در مدینه یبغمبر و به نام خود پیغمبر!

 این دنیا و این آسمان مى دیده كه على ریسمان چند شتر را در ینبع به دست دارد و آنجا چاه و قنات مى كند و نخل مى كارد و با دستهاى خودش زمین را شخم مى زند و مى كند!

 و در همین حال، كعب الاحبار بر مسند قضاوت اسلام نشسته است، و مروان ها بر مسند قدرت اجرا و عثمان ها وسعد بن ابى وقاص ها و خالدبن ولیدها، پا جاى پاى پیغمبر!

 اما رسالت بزرگ على و بزرگتر از هر شهادت و هر جهادى و بزرگتر از شمشیرهایى كه در بدر و احد و خندق و حنین زد، تیغهایى است كه اینجا خورده و به خاطر حفظ اسلام دم بر نیاورده؛ به قول خودش، “خار در چشم و استخوان در حلقوم”!

 25 سال ساكت ماند، تا اسلام بماند؛

 

بعد 5 سال حكومت او بعد از عثمان است؛

بر خلاف 23 سال اول، كه فقط یک جهاد فكرى (و اجتماعى) براى اشاعه اسلام و مكتب بود؛

 و (برخلاف) 25 سال تحمل و نشان دادن عالی ترین رشد اجتماعى و نفى خود و (نفى) حق خود و خاندان خود (حق مسلم مطلق است)، براى وحدت و به خاطر حفظ این طفل نوزادى كه سرپرستش را از دست داده!

 در این 5 سالى كه حكومت به دست على افتاده، جهاد در صحنه هاى مختلف فقط براى استقرار عدالت است.

5 سال دوره انقلابى در زندگى على، دوره حكومتش است





نوع مطلب : ♥ دکـتر عــلی شـریـعتی، 
برچسب ها : دکتر علی شریعتی، امام، علی، در جستجوی علی، زندگی امام علی، مکتب، وحدت، عدالت، شناخت علی،
لینک های مرتبط :

انسان، همه عمر، هر شب و روز، در هر پنج نوبتی که کوس سلطنت "حق" را بر بام عرش میزنند ، با هر "تکبیر"، همه عظمتهای صغیر، و کبریائیهای ذلیل، را تحقیر میکند و تمامی کرّ و فرّهای پوچ ، و های و هوی های دروغ،  و "ربوبیت"ها و "ملوکیت"ها و "الوهیت"هایی را که همه شرّ "وسواس" است و وسوسه مردفریب افسون ساز "خنّاس"، پشت گوش نهاده و پشت سر افکنده؛

و رویاروی "او" که تنها ممدوح راستین و معبود متعال هر دل زیبائی پرست و جان حق پرستی است، به پای ایستاده و عمر را - آری، این عمر را به سالها، و سال را به ماه ها، و ماه را به روزها تقسیم میکند و هر روز، صبح که بیدار میشود، ظهر که از کار باز میگردد، عصر که سر کار میرود، غروب که از کار باز میگردد و شب که میرود تا بیاساید و به خواب رود، هر بار، به تأکید، خطاب به "او"، و اعلام به تمامی "طاغوتیان"، و القأ به "خویش"، تکرار میکند که:

"حمد و ثنا و سپاس و ستایش، ویژه ی - نه ارباب جبّار لئیم - که ربّ رحمن و رحیم است؛

 ملک و مالک راستین، اوست؛

 و ما تنها و تنها در برابر اوست که سر به عبادت و عبودیت فرود می آوریم و تنها و تنها از او است که کمک می طلبیم.

 آن هم نه کمک های حقیر و خواستهای خودخواهانه و دنی، که "هدایت" یافتن و رفتن بر راهی راست و حق، راه انسانهای نابی که پروردگان نعمتهای خدایی اند، نه بداندیشان پلید و نه گمراهان پوچ."

(خودسازی انقلابی)





نوع مطلب : ♥ دکـتر عــلی شـریـعتی، مـتـن هـای عــاشـقی، 
برچسب ها : دکتر شریعتی، نماز، سوره، حمد، رب، تکبیر،
لینک های مرتبط :

نامه ای که در آن پروردگار عالمیان با همه آدمیان از عشق خود سخن می گوید:

بشنو ای محبوب ... که مقصود آفرینش تویی ... نقطه مرکز و محیط کائنات تویی ...

 آن مشیت و فرمان که بین آسمان و زمین در حرکت است تویی ... بسیط و مرکب تویی

من ادراک را در تو آفریدم تا آینه دیدار من باشد ... اگر مرا ادراک کنی خود را نیز در خواهی یافت .. اما اگر در سودای خود باشی ... طمع مدار که هرگز با ادراک نفس خود مرا ادراک کنی

تو به چشم من توانی دید مرا و خود را ... و به چشم خود نخواهی دید نه مرا و نه خود را

ای محبوب ... چه بسیار که تو را خواندم و تو آوای من نشنیدی ...

چه بسیار که جمال خود را بر تو نمودم و تو رویت نکردی ...

 چه بسیار خود را چون رایحه ای خوش در عالم پخش کردم و مشام تو آن را احساس نکرد...

پس خود را چون طعامی بر خوان هستی نهادم و تو از آن تناول نکردی و نچشیدی ...

 چرا نمی توانی در لمس اشیا مرا احساس کنی... و در شامه گل سرخ مرا ببویی ...

 چرا مرا نمی بینی ... چرا مرا نمی شنوی ...

من از هر لذتی برای تو برترم ... من از هر آرزویی مطلوب ترم... و از هر جمال زیباترم...

مرا دوست بدار و غیر مرا دوست مدار ... به من بیندیش و در سودای من باش و در سودای دیگری مباش

مرا در آغوش بگیر ... مرا ببوس ... که وصالی چون وصال من نخواهی یافت

دیگران همه تو را به خاطر خود دوست دارند و من تو را به خاطر خودت دوست می دارم ...

 و تو از من می گریزی

ای محبوب ... تو با من در عشق مصافِ انصاف نتوانی داد ... زیرا اگر تو قدمی به من نزدیک شوی، من صد گام به تو نزدیک خواهم شد...

مرا بر تو غیرت است ... و دوست ندارم که تو را نزد غیر ببینم ...

 حتی نخواهم که تو با خود باشی... نزد من باش تا نزد تو باشم

                                                        محیی الدین- تجلیات





نوع مطلب : مـتـن هـای عــاشـقی، 
برچسب ها : محیی الدین، تجلیات، دعوت دوست، نامه، ای از، پروردگار، برای، عالمیان،
لینک های مرتبط :

روزی یک استاد دانشگاه تصمیم گرفت تا دانشجویانش را به مبارزه بطلبد.

او پرسید: آیا خداوند هر چیزی را که وجود دارد، آفریده است؟

دانشجویی شجاعانه پاسخ داد: "بله."

استاد پرسید: "هر چیزی را؟"

پاسخ دانشجو این بود: "بله هر چیزی را."

استاد گفت: "در این حالت، خداوند شر را آفریده است. درست است؟ زیرا شر وجود دارد."

برای این سوال، دانشجو پاسخی نداشت و ساکت ماند.

استاد از این فرصت حظ برده بود که توانسته بود یکبار دیگر ثابت کند که ایمان و اعتقاد فقط یک افسانه است.

ناگهان، یک دانشجوی دیگر دستش را بلند کرد و گفت: "استاد، ممکن است که از شما یک سوال بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته."

دانشجو پرسید: "آیا سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته، آیا شما هرگز احساس سرما نکرده اید؟

دانشجو پاسخ داد": البته آقا، اما سرما وجود ندارد. طبق مطالعات علم فیزیک، سرما عدم تمام و کمال گرماست و شئی را تنها در صورتی میتوان مطالعه کرد که انرژی داشته باشد و انرژی را انتقال دهد و این گرمای یک شئی است که انرژی آن را انتقال می دهد.

بدون گرما، اشیاء بی حرکت هستند، قابلیت واکنش ندارند. پس سرما وجود ندارد. ما لفظ سرما را ساخته ایم تا فقدان گرما را توضیح دهیم."

دانشجو ادامه داد: "و تاریکی؟"

استاد پاسخ داد: "تاریکی وجود دارد."

دانشجو گفت:شما باز هم در اشتباه هستید، آقا.

تاریکی فقدان کامل نور است. شما می توانیدنور و روشنایی را مطالعه کنید، اما تاریکی را نمی توانید مطالعه کنید. منشور نیکولز تنوع رنگهای مختلف را نشان می دهد که در آن طبق طول امواج نور، نور می تواند تجزیه شود.

تاریکی لفظی است که ما ایجاد کرده ایم تا فقدان کامل نور را توضیح دهیم."

و سرانجام دانشجو پرسید: و شر، آقا، آیا شر وجود دارد؟

خداوند شر را نیافریده است. شر فقدان خدا در قلب افراد است، شر فقدان عشق، انسانیت و ایمان است. عشق و ایمان مانند گرما و نور هستند. آنها وجود دارند. فقدان آنها منجر به شر می شود."

و حالا نوبت استاد بود که ساکت بماند.



نوع مطلب : مـتـن هـای عــاشـقی، 
برچسب ها : علت وجود شر، شر چیست، چرا، خداوند، شر، را، آفریده،
لینک های مرتبط :

خدایا!

امان از این همه حجاب!

حجاب جهل، حجاب علم، حجاب عمل، حجاب عُجب، حجاب نان و نام و مقام، حجاب آبرو.

تا وقتی که این پرده ها هست، دیدار تو ممکن نیست.

ما عاجزیم از دیدن این پیله ها که به دور خود تنیده ایم؛ خودت ما را برهان.

ای خداوند عالم الخَفیّات!

امان از شعارهای رنگین، و دثارهای زهرآگین.

امان از ظاهرهای فریبنده، و باطن های ننگین.

فغان از چهره های مقدس، و درون های ملوَّث.

فریاد از سخنهای شیرین، و مقاصد شوم.

تنها تویی که پنهان ترین زوایای وجود آدمیان را می فهمی.  هدایتمان کن!

خدایا!

ما را ببخش که غرقه­ی دریای گناهیم؛

 و چه گناه بزرگتر از این که خود را بی گناه می شمریم!

خدایا!

در قیامت با چه رویی به چشمهای تو نگاه کنیم که در مقابلِ عمری نعمت، جز گناه و معصیت نیاورده ایم.

شرمساریِ آن روز از هر عذابی دردناک تر است.

دستمان را بگیـــر!

خداوندا!

پناه بر تو از جمود و تحجر!

پناه بر تو از نفس مداری و دنیا پرستی!

پناه بر تو از گناه آرایی و توجیه گری!

پناه بر تو از آرزوهای حیوانی و آمال این جهانی!

پناه بر تو از لغزش های ناگهانی!

پناه بر تو از رسواییِ آن جهانی!

پناه بر تو از سیاهدلی، سیاه اندیشی و سیاه بینی!

خدایا!

اگر عظمت حق الناس را در نگاه تو می یافتیم..

 به یقین، چنین بی محابا بر کشتگاه حقوق مردم نمی تاختیم.

نگاه خودت را در همین جهان، عیان کن.





نوع مطلب : مـتـن هـای عــاشـقی، 
برچسب ها : مناجات، مناجات مهدی شجاعی، رازو نیاز،
لینک های مرتبط :

"دنیا" و " اُخری" دو صفت است، نه اسمِ دو اقلیمِ جغرافیاییِ مشخص!

هر چه پست است، و زشت، و اندک، و فاقد روح و تعالی و معنی، و آلودۀ ابتذال، دنیا است...

 و آنچه زیبا، و خوب، و جاوید، و مملو از حقیقت و معنی و علو و جلال، اُخری؛

هر چه نزدیک است، و دم دست، و نازل، و "سودمند"، دنیا...

 و آنچه برتر، و دورتر، و متعالی، و "ارزشمند"، اُخری.

 

دنیای من، خودِ منم! همین كه اكنون هستم...

و آخرتم و بهشتم: آنكه باید باشم!

و میان این دو، راهی است به درازای ابدیت...

(هبوط در کویر)





نوع مطلب : ♥ دکـتر عــلی شـریـعتی، 
برچسب ها : دکتر شریعتی، هبوط در کویر، دنیا، آخرت، دنیا و اخری،
لینک های مرتبط :

گــناه و توبــه

گناه یعنی نقصان و محوكردن گناه یعنی رساندن كسی از مرتبه نقصان به كمال؛
توبه حقیقی یعنی عبور از مرتبه ای به مرتبه دیگر؛
توبه فقط این نیست كه بگویی من فلان كار را دیگر انجام نمی دهم، بلكه توبه اینست كه اگر آن گناه را به خاطر آوردی، حلاوتش زیر زبانت نیاید؛

 چون هر گناهی یك حلاوتی دارد و انسان وقتی یك گناهی می كند به سبب حلاوتش آن گناه را انجام می دهد.

 اگر آن گناه را به یاد آوردی و حلاوتش زیر زبانت نیامد، بلكه مرارت و تلخی آن زیر زبانت آمد، معلوم می شود كه به درجه كامل تری رسیدی و ذائقه ات درست شده و به یك كمالی رسیده ای.

نصیحت

اگر انسان نصیحت را خیلی جدی بگیرد: بعنوان اینکه واقعا موظف است عالم را دگرگون کند و اگر کسی دگرگون نشد، عصبانی بشود! این نصیحت گویی مخالفت با حکم خداست...
خداوند به پیغمبرش هم می گوید که اگر ما می خواستیم یک آیه می فرستادیم همه مردم را خاشع و خاضع می کردیم (آیه 4 شعرا)
خداوند "جاعل الظلمات و النور" است (آیه 1 انعام)

 تو آن نورانیتِ خودت را اعلام کن ؛ ولی دل نگرانی و غصه ای نداشته باش از اینکه ایمان آوردند یا نیاوردند
نصیحت را بعنوان اینکه باعث جوش و خروش و تعصبات شود، نکنید، نصیحت فقط بعنوان اعلام خبر است
اگر نصیحت باعث تحقیر و یا سبب لطمه زدن و زخم زدن به کسی شود، این نصیحت، نصیحتِ شیطان است.

نــــــماز

علت اینکه گفتند دائم در نماز و ذکر باشید این است که ما در جایی هستیم که دائما غبار آلود است و اگر خود را شستشو ندهیم، بکلی در زیر غبار پنهان می شویم؛

و ما صبح و ظهر و شب در معرض این گرد و خاکِ غفلت هستیم.
به این جهت است که دائما احتیاج به مذکری داریم همچون نماز !

زن

بیماری قرن ما این است که زن بودن از مطلوبیت افتاده است
و زن وسیله رفع پاره ای از نیازهای توهمی انسانها شده است...


"
زنی که نیازش به دوست داشتن، تا آنجاست که چشم چرانی های عزب اوغلی های پیاده روها، اشباعش می کند!"

شهادت

انسان باید هنگامی که زنده است شهید بشود و وجودش را در طبق اخلاص بگذارد و تقدیم کند.
ماهمه می توانیم شهید شویم... هر روز موقعیتی پیش می آید که انسان باید خودش را بدست تیغِ حقیقت بسپرد و نباید جلوی اصابت تیرحق به خودش را بگیرد
هر وقت پیش آمد که متوجه شدیم که حق با من نیست و حق با دیگری است، آنجا باید تسلیم شد و در مقابل حق مُرد و شهید شد.

شادی و غصه

بارزترین نشان ایمان، شادی است... چون مومن به رحمت الهی امید دارد

خوردن غصه هم حرام است

اگـــر ما فهمیدیم که جهاندارِ عالم، اوســـت... دیگر چه غصه ای باید بخوریم!

"حرام گشت ازین پس فغان و غمخواری

                                         بهشت گشت جهان، زان که تو جهانداری"





نوع مطلب : • دکــتر الهی قمشه ای، 
برچسب ها : نکته هایی از دکتر قمشه ای، دکتر الهی قمشه ای، نماز، گناه، توبه، زن، شادی، غصه، نصیحت، شهادت،
لینک های مرتبط :

 الهی!

 تو معبود یگانه منی و من بنده ستایشگر تو،

تو دانای اسرار نهان و آشکاری و من محتاج نگاه تو.

تو مهربان ترینی و من نیازمندِ مهر تو!

خدایا!

 هیچ کس نیست که به تو محتاج نیست.

به ما، امّــــا، بال اشتیاق عنایت کن، نه پای احتیاج.

خدایا!

ظرف وجودمان را چنان از حضور خودت سرشار کن که جایی برای غیر نماند.

خدایا!

هرکه خلوتی با تو ساخت، خود را یافت و هرکه به دیگران پرداخت، هستی اش را در ازدحام نفوس باخت.

 لذت خلوت با خودت را به ما عنایت کن!

خدایا!

نگاه نافذی عنایت کن که از وسیله ها و واسطه ها بگذرد و تـــو را در پس و پشت همه وقایع ببیند.

خدایا!

عشق و اعتماد و یقین به خودت را در ما تقویت کن، تا دست تلاش و پای رفتنمان در مسیر تو فرو نماند.

خدایا!

عنانمان را از دست نفسمان بستان و یاد خودت را چنان در دلمان بنشان که تــــو از چشممان ببینی و از گوشمان بشنوی و از زبانمان بگویی.





نوع مطلب :
برچسب ها : مناجات، مناجات مهدی شجاعی، رازو نیاز،
لینک های مرتبط :

هر جا نبودنت را درک کرده ام،

 جایی نبوده مگر ردی از گناه من راه بودن تــــو را مسدود کرده!

۱۱۷۸ سال است که مردی در انتظار ۳۱۳ مرد است؛

ما را ببخش که، آن‌قدر مرد نشدیم... که نامردی عالم را برداشته…

هنوز هم فقط زبان هایمان میچرخد که بیا…

 و دل هایمان همچون کوفیان با تو نیست…

خط به خط این مثنوی هزار ساله را هزاران نامرد چون من برایت سروده اند…

و هنوز تو ۳۱۳ یار، ۳۱۳ جوانمرد را از میانمان نیافتی برای همراهی!

هنوز هم تنهاترین تنهایی، میان تن ها

اللهم عرفنی حجتک

                                                                         سایت ریزنوشت-سپهرا...





نوع مطلب : مـتـن هـای عــاشـقی، 
برچسب ها : انتظار، 313، امام عصر، امام زمان،
لینک های مرتبط :

قبل از تولد و برای به دنیا اومدن، خودمون رو در دریایی از آب قرار میدیم...

بعد از تولد و برای زندگی، در اقیانوسی از هوا...

و با مُردن، در میان خروارها خاک؛

امیدوارم این چرخه رو با آتش تکمیل نکنیم!

 

( خدایا پناه بر تو از این دنیای پر از هوا ! خدایا در این سفر پر بلا، آب و باد و خاک را تحمل کرده ام؛ از آتش به تو پناه می برم.)

 

                                                                              گیله مرد





نوع مطلب : مـتـن هـای عــاشـقی، 
برچسب ها : عناصر، هوا، آتش،
لینک های مرتبط :

کتاب "انسان" ♥ (مجموعه آثار 24 دکتر علی شریعتی)

 انسان و اسلام- آزادی- انسان و تاریخ- مکتب های مغرب زمین- تنهایی- فلسفه خلقت انسان

                        دانلود کتاب انسان دکتر شریعتی

       -------------------------------------------------------------------------                       

           کتاب "هبوط در کویر" ♥ (مجموعه آثار 13 دکتر علی شریعتی)

هبوط- کویر- سرود آفرینش- انسان،خداگونه ای در طبیعت-  تراژدی الهی- ...

دانلود کتاب کویر دکتر شریعتی

-------------------------------------------------------------------------

کتاب "تحلیلی از مناسک حج" ♥ (مجموعه آثار 6 دکتر علی شریعتی)

دانلود کتاب حج دکتر شریعتی

-------------------------------------------------------------------------

متن سخنرانی دکتر درباره "حجاب" ♥ (بخش آخر مجموعه آثار 21 دکتر علی شریعتی)

دانلود پی دی اف حجاب - دکتر شریعتی





نوع مطلب : ♥ دکـتر عــلی شـریـعتی، دانـــــلــودهــا، 
برچسب ها : دکتر شریعتی، دانلود کتاب شریعتی، دانلود کتاب، کتاب انسان، کتاب کویر، هبوط در کویر، کتاب حج، تحلیل از مناسک حج،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   

در زندگی مهم این نیست که به ایده آل زندگی تان برسید، بلکه مهم این است که در مسیر رسیدن به ایده آل زندگی تان "حرکت" کنید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای عشق بی نهایت محفوظ است
border=!-- Begin Mp3Player by Parstools.com ‍--68